العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
41
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و قرارگاه فرشتگان نموده و دل خويش را محل نزول و فرودگاه آنان ساخته است . و چون هر دلى بالاخره از شهوة و غضب و حرص و از و آرزو و غير اينها از صفات بشرى كه از هواى نفس سرچشمه ميگيرد خالى نخواهد بود بطور مسلم شيطان جولانگاهى در آن قلب با وساوس خود دارد و لذا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : كسى نيست كه شيطانى نداشته باشد عرضه داشتند يا رسول اللَّه آيا شما هم ؟ فرمود آرى من هم ولى من به يارى و عنايت خداوندى بر او چيره هستم و او در برابر من تسليم است و به من فرمان نميدهد جز در موارد نيك ( شهوت و غضب به كار برده مىشود ولى در مورد خود ) و اين مطلب كه ( شيطان به چيز خوب و كار خير فرمان ميدهد با اينكه قاعدتا بايد بر خلاف اين باشد ) از اين نظر است كه تصرفات شيطان در انسان از راه شهوة است و كسى كه با توفيق و نصرت حق تسلط بر شهواتش يافت بطورى كه در مورد مناسب و در حد و مرزى كه سزاوار و عقلائى است به كار برده شود . اين چنين شهوتى زيان بار نخواهد بود ( بلكه نافع و سودمند است ) بنا بر اين شيطانى هم كه جز اسلحهء شهوت ( به معناى وسيع ) سلاحى ندارد بناچار در اين موارد ميتواند فرمان دهد . ولى اگر دنيا و لذائذش و خواستههاى نفسانى بر دل چيره و غالب گشت شيطان فرصت وسوسه كردن را بدست مىآورد و اگر دل آدمى از اين حالت منصرف شود شيطان رخت بسته و ميرود و جولانگاهش تنگ مىشود آن وقت فرشته و الهامش مىآيد پس جنگ و مبارزه ميان سپاه شيطان و سپاه فرشتگان در ميدان و صحنهء قلب هميشه برقرار و ادامه دارد تا وقتى كه دروازهء دل به روى يكى از اينها گشوده گردد و اين كشور نفيس و پر سرمايه وطن او شود در اين صورت سپاه ديگر نميتواند داخل شود مگر بطور پنهان و قاچاق و بعنوان موقت و عبور و اكثر اين دلها و كشورها را سپاه شيطان فتح كرده و در قلمرو سلطهء خود قرار داده . از وسوسهها و افكار شيطانى پر شده كه اين جهان زودگذر را بر جهان آخرة انتخاب مىكند و سرچشمهء استيلاء و حكومت اين سپاه پيروى از هوى و شهوات است و گشودن و فتح كردن اين كشور قلب امكان ندارد مگر از طريق بيرون كردن نيروهاى شيطانى از سرزمين دل و عمران و آباد ساختن آن به ياد خداوند و با اين طرح ريزى جاى ورود فرشته و سپاهش باز مىشود و لذا خداوند فرموده ( تو بر بندگان من سلطه نخواهى داشت شيطان را بر بندگان من قطعا راهى نيست حجر 42 ) و كسى كه از هواهاى نفسانى متابعت نمايد بندهء هوى است نه بندهء خدا و در اين صورت شيطان بر او تسلط مييابد و در آن آيهء ميفرمايد ( اى پيغمبر عزيز مىبينى وضع آن كسى را كه هواى خود را معبود خود قرار داده سورهء جاثيه 23 ) يعنى هوى خداى او و معبود او است پس بنده هوى است نه بندهء خدا و وسوسهء شيطانى از صفحهء دل نميرود مگر اينكه بفكر ديگرى